Slide
Slide

رابطه تئوری و عمل
نویسنده: مسئول فنی در
۱۵ اسفند ۱۳۹۲
[ آخرین به روزرسانی در ۲۵ فروردين ۱۳۹۳ ]

تئوری عمل تمرینتئوری و عملی:

حتماً شما هم تا کنون شنیده اید، که می گویند، تئوری با عمل فرق می کند. حتی موقعی که این مثل مشهور "  با خواندن کتاب شناگری نمی توان شنا کرد" را می شنویم، حتی برای لحظه ای در آن شک نمی کنیم و بدتر اینکه، از خواندن کتاب آموزش شناگری صرف نظر می کنیم و آنقدر برای یادگرفتن شنا آب می خوریم، که گاهی دچار دل درد می شویم.
من امروز می خواهم به شما نکته ای را بگویم که پس از حدود 5 سال از شروع به انجام کارهای پژوهشی کاربردی به آن رسیدم، و بیش از 20 سال است که روزبروز به آن مطمئن تر می شوم. ( افرادی که مرا می شناسند، می دانند که پروژه های زیادی را اجرا کرده ام. من از دوران دانشجویی ( کارشناسی ) اجرای کار پژوهشی را شروع و در طی نزدیک به سی سال حتی یک وقفه در اجرای کارهای پژوهشی و تحقیقاتی نداشته ام.)  شاید برای فردی مثل من باعث افتخار باشد که بگوید، من در سایه کار و تلاش به این تجربیات گرانبها رسیده ام، و تا رنج و مرارت کار را نکشی، به این  توانایی نمی رسی. اما به جرات به شما می گویم، هر چه با تجربه تر شدم، فهمیدم که تئوری با عملی فرقی نمی کند. در اوایل تصور می کردم که کارعملی با تئوری فرق دارد و باید در عمل خیلی از مسائل را متوجه بشوم.
هر روز از عمرم که گذشت، فهمیدم اگر یک کار عملی را پس از بارها سعی و خطا  به پایان رساندم، از ندانستن تئوری کامل آن بود. اگر علم بیشتری به موضوع داشتم، اینقدر اذیت نمی شدم.
برای مثال من سال هاست در دانشگاه درس های مختلف مانند میکروپروسسور، معماری کامپیوتر، کنترل، الکترونیک و... می دهم.  وقتی یک مدار را می کشم، به دانشجویان می گویم که این خط ها که با گچ کشیده ام هیچ فرقی با اتصال با سیم روی بردبرد و یا مدارچاپی نمی کند. اگر شما این مدار را دقیق ببندید، کار خواهد کرد و بارها  این مدارها را بسته و همین نرم افزارها را نوشته ام و هیچ فوت و فن دیگری ندارد. من در زمینه های مختلف مانند کنترل، الکترونیک، الکترونیک صنعتی، مخابرات، مهندسی پزشکی و ... یکسان بودن تئوری و عمل را دیده ام.
تئوری تمرین یادگیری

چرا می گویند تئوری و عملی با هم فرق می کند:
-         برای انجام یک کار عملی باید، تئوری آن را بطور کامل بدانیم. اگر حتی در پیاده سازی تئوری یک نکته را رعایت نکنیم، به جواب نهایی نمی رسیم. از آنجا که غالب افراد تسلط کافی به موضوعات ندارند و در ضمن حاضر نیستند اعتراف کنند، که علم شان ناقص است، ندانسته های خود را به حوزه دیگری حواله می دهند.

-         ما غالباً از امتحان دادن و محک خوردن فرار می کنیم و عمل میدان امتحان است. برای مثال من به عنوان یک استاد، می توانم درس میکروپروسسور را تدریس کنم  و هر چه یاد نداشته باشم را به دانشجویان نگویم و هیچکس هم متوجه بی سوادی من نمی شود ( به خصوص دانشجویان امروز ). اما اگر بخواهم یک سیستم میکروپروسسوری بسازم، باید تمام نکات را یاد داشته باشم و آنجاست که معلوم می شود، من چقدر سواد دارم، لذا از کار عملی فرار و یا آن را کوچک می شمارم و یا خیلی محترمانه می گویم، که در حوزه کار یا شأن من نیست.

توجه داشته باشید:
-         تجربه و عمل یک راه یادگیری است، اما راه خوب و بهینه ای نیست، بهتر است ابتدا ما تا آنجا که ممکن است تئوری پروژه ها ( کارها ) را یاد بگیریم. من یک جمله گاهاً سر کلاس با عرض معذرت می گویم : " تجربه کار خرها است، عبرت کار گاوها است و ارزیابی کار انسان ها است."
-         کار بزرگان و با تجربه هاست که تجربیات خود را تئوریزه کنند و در اختیار بقیه بگذارند، تا بقیه مجبور نشوند، راه رفته آن ها را تکرار نمایند و هزینه جبران ناپذیر آن که عمر است را بدهند ( هزینه های دیگر جای خود دارد). هرچند  این بزرگان هم اگر امروز دقت کنند، با کمی مطالعه و جستجو در جوانی به این تجربیات می توانستند، برسند و احتمالاً در خیلی موارد زحمت بیهوده کشیده اند.
-         شما دانشجویان لازم نیست سال ها بگذرد تا یک فرد با تجربه شوید، لازم نیست که حتماً بارها سرتان به سنگ بخورد، بلکه بهتر است با فکر و اندیشیدن، ارزیابی و برنامه ریزی راه چندساله را چند ماهه بروید.
-         نزدیک به تمامی پروژه های فنی که در کشورمان قصد انجام آن را داریم، بارها در کشورهای دیگر انجام شده است و غالباً مستندات علمی و تئوری آن با کمی زحمت و در خیلی از موارد براحتی قابل تهیه است. پس بیایید با مطالعه بیشتر، راه رسیدن به یک کشور صنعتی پیشرفته را سریع تر طی کنیم. هرچند ذره ای شک ندارم، اگر با علم و برنامه ریزی عمل می کردیم، علی رغم مشکلاتی که برایمان ایجاد کردند و یا خودمان مسبب آن بودیم، امروز در تراز کشورهای صنعتی مانند ژاپن و آلمان بودیم.
-         من در طی بیش از سی سال ارتباط با محیط دانشگاه، دانشجویانی را دیده ام که دارای پتانسیل علمی بسیار بالایی هستند. انرژی، علاقه و پشتکار آن ها خیره کننده است. باور کنید اگر در هر کدام از صنایع کشورمان ترکیب مناسبی از این دانشجویان را بکار گیرند، در کمتر از چند سال پیشرفت های چشمگیری حاصل می شود.

ارتباط تئوری و عملی :
در واقع تئوری و عملی دو قسمت از دانش ما نیستند، دانش ما یک چیز است که با مطالعه، آموزش و یا درطی عمل (تجربه)  بدست می آید. عمل کامل بودن دانش ما را محک می زند. اگر ما بر اساس تئوری نتوانیم، یک پروژه را اجرا کنیم، شک نکنید که تئوری ما ناقص است.  ممکن است در عمل متوجه شویم که باید نکات دیگری را رعایت کنیم و به دانش جدیدی برسیم. اما این بدترین راه آن است، راه راحت تر مطالعه و آموزش است. قطعاً همه آن چیزی که ادعا می کنیم، بنا به تجربه به آن رسیده ایم، توسط دیگران تئوریزه شده است و ما از آن غافل بوده ایم. تنها دریک حالت ما به دانش جدیدی در تجربه می رسیم و آن یک اختراع یا کشف جدید است.

چند نمونه از تجربیات وقت گیر :
-         من در دورانی که مسئول آزمایشگاه میکروپروسسور بودم (1364)، خیلی مایل بودم دانشجویان دستورالعمل ها را به صورت تک پالس اجرا کنند، تا  با نحوه عملکرد میکروپروسسور Z80 آشنا شوند. اما وقتی یک پالس مثبت به میکروپروسسور می دادم، میکروپروسسور داغ می کرد، من مدت ها درگیر این کار بودم و غالباً هم در خانه کار می کردم. یک روز متوجه شدم  میکروپروسسور داغ نمی کند. خیلی خوشحال شدم. وقتی که مدار را مجدد بررسی کردم، دیدم که من ورودی پالس ساعت میکروپروسسور را به جای اینکه به خروجی Q وصل کنم، به طور اشتباه به خروجی –Q وصل کرده ام و یک پالس منفی به میکروپروسسور می دهم.  سیم را جابجا کردم، دیدم میکروپروسسور داغ می کند و متوجه شدم در صورتی میکروپروسسور داغ نمی کند که به آن پالس منفی بدهیم. پس از چند سال دیدم که این نکته را در پاورقی کتاب تذکر داده است و من به آن دقت نکرده بودم.
-         قرار بود برای آزمایشگاه تکنیک پالس جزوه  (1363) بنویسم. برای اینکار هر مبحث تئوری را انتخاب و برای آن آزمایش می نوشتم. در مورد اثر یک خازن در مدارهای آاستابل آزمایش می نوشتم. هر چه آزمایش می کردم با تئوری کتاب ترجمه شده تطابق نداشت. شاید بیش از 100 بار این آزمایش را تکرار کردم و جواب آزمایش ها یکسان و با تئوری کتاب هماهنگ نبود. وقتی نسخه انگلیسی کتاب را خواندم، دیدم مترجم اشتباه کرده است.
-         به همراه دو نفر از دوستان در شرکت در مورد ساخت یک سیگنال از روی نمونه های آن بحث می کردیم (1368) . مبحث ریاضی آن این است که اگر قانون نایکوئیست را رعایت کنیم، بازسازی سیگنال از روی نمونه ها میسر است. باور این موضوع ریاضی برایمان مشکل بود. این کار را آزمایش کردیم. نتایج ما را قانع کرد، که در مورد تئوری های ریاضی هرگز شک نکنیم.
-         من تا 16 سالگی شنا یاد نداشتم. قبل از آن تابستان هر سال به همراه یکی از اقوام به استخر سعدآباد مشهد می رفتیم. و من در قسمت کم عمق با گرفتن کنار استخر پا می زدم و دوستم که شنا کردن بلد بود، هر از گاهی به قسمت عمیق می رفت و من فقط نگاهش می کردم. تا اینکه در سال 55 به اردوی دانش آموزی رامسر رفتیم. یکی از دوستانم، وقتی دید من شنا یاد ندارم، چند نکته به من گفت. از جمله اینکه بدنت را تا جایی که ممکن است در داخل آب نگهدار. من در کمتر از نیم ساعت توانستم، خودم را روی آب نگه دارم و کم کم شنا کنم.  چند سال بعد به همراه پسر عموی کوچکم شب های ماه رمضان به استخر می رفتیم. او شنا بلد نبود و من تمام نکاتی که دوستم چند سال قبل به من گفته بود و نکاتی دیگری که مفید می دانستم، برایش گفتم . او پس از حدود یک ربع می توانست روی آب با شنای پشت حرکت کند.
چون شما ممکن است شنا بلد نباشید و یا بخواهید به دیگران یاد دهید، بیایید چند نکته را به شما هم بگویم. 1- آموزش شنا را با شنای پشت شروع کنید. 2- مانند یک تخته چوب، خودتان را روی سطح آب، بطور صاف قرار دهید، بگونه ای که فقط گردی صورتتان از آب بیرون باشد. ( اولین بار با کمک کناره استخر خودتان را در سطح آب بطور صاف قرار دهید و یا از یک نفر بخواهید که با قرار دادن دستش در زیر کمر شما، شما را روی آب نگهدارد و هر از گاهی شما را رها کند و چنانچه خواستید پایین بروید، دوباره شما را نگهدارد. ضمناً همواره بدنتان را صاف و سرتان را بگونه ای بگیرید که سقف یا آسمان را براحتی ببینید.) 3- تا می توانید آرام باشید و از تکان خوردن شدید خود داری کنید و به خصوص اگر احساس کردید پایین می روید، سرتان را از آب بیرون نکشید، چون پایین تر می روید. ( به جای آن دهانتان را ببندید، تا آب وارد دهان شما نشود.)  4- حال به آرامی دستانتان را که در دو طرفتان است،  به بالا و پایین جهت روی آب ماندن ( هرچند اگر بدنتان صاف و سرتان به سمت عقب و پایین باشد، بدو ن هیچ حرکتی می توانید روی سطح آب بمانید.) و جهت حرکت به جلو و عقب، دستهای خود را  به عقب و جلو  آرام حرکت دهید و به آب فشار آورید.

نتیجه گیری :
-         مدرسه و دانشگاه بهترین محل یادگیری است.
-         اساتید باید اطلاعات تئوری خود را افزایش داده و با انجام کارهای عملی محک بزنند. اگر هم حاضر به تلاش و یادگیری نیستند، دانشجویان را از یادگیری دروس دانشگاه نا امید نکنند.
-         تکنسین ها و مهندسان صنایع و کارخانجات بدانند، تمام آنچه آن ها یاد دارند را در عمل یاد نگرفته اند، بلکه مفاهیم پایه و تئوری آن را در مدرسه و دانشگاه آموخته اند. اگر کسی احساس می کند، در دانشگاه چیزی یاد نگرفته و همه چیز را در کارخانه و صنعت یاد گرفته است، شک نکند که جزو دانشجویان بی سواد، با مطالعه شب امتحان و نمره های ناپلئونی است و یا استادانش جزو افراد بی سواد بوده اند که به جای درس دادن کامل و کنترل دقیق دانشجو نمره مفت می دهند و دانشجو نیز متاسفانه غالباً از این وضع راضی است. من در سال های اخیر به وفور دیده ام درسی که استاد من، 30 سال قبل 8 یا 10 فصل کتاب را بطور کامل تدیس کرده است، امروز یک استاد فقط 3 یا 4 فصل آن کتاب را درس می دهد. نکته جالب اینجاست که مطلب اصلی و نتیجه موضوع در فصل های انتهایی است و فصل های اول بیشتر مقدمه است. در این موارد متاسفانه دانشجویان نمی دانند، که چه چیزهایی را باید یاد بگیرند. بدتر از آن در مواردی استاد نیز فصل های آخر را یاد ندارد و به موضوع مسلط نیست.

نظرات کاربران
مسعود عصارنيا :    
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
بسيار عالى
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
مسئول فنی :

متشکر، اگر نقد کنید و نظر بدهید، برای همه ما بهتر است.



فارغالتحصیل :    
۲۵ فروردين ۱۳۹۳
۲۵ فروردين ۱۳۹۳
با سلام بسیار بسیار لذت می برم از این کار بزرگ شما واز مطالب پربار شما ممنون


عدالتیان :    
۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۳
۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۳
مطلب بسیار زیبایی بود . جمله " ارزیابی کار انسان ها است " بسیار عالی بیانگر همه چیز بود . نظر خود من هم همونطور که شما در کل مطلب فرمودید همینه که : " انسان باید تجربه مند باشه نه صرفاً تجربه گر " ، تا بتونه بهترین استفاده رو از این زمان محدودی که داره ببره .


محمد :    
۲۵ خرداد ۱۳۹۳
۲۵ خرداد ۱۳۹۳
سلام.مفیدبود من ستایشگرمعلمی هستم که اندیشیدن رابه من بیاموزدنه اندیشه هارا.(شهیدمطهری) فرمودیدنقدونظر نقد:1.اگرخلاصه ترشودبهتراست


mortaza pirouz :    
۱۷ آبان ۱۳۹۳
۱۷ آبان ۱۳۹۳
really enjoyed by reading both text. can't wait to read more


علیرضا :    
۱۸ آبان ۱۳۹۳
۱۸ آبان ۱۳۹۳
با سلام و تشکر واسه مطالب مفیدی که مطرح فرمودید مدتی هست با چندتا از دوستان جمع شدیم. هدف هم عمق بخشی به مطالب یادگرفته شده در دانشگاه و همچنین انجام پروژه های عملی برای بررسی صحت مطالب یادگرفته شده و جلوگیری از فراموشی مطالب. یک مشکلی که هست و خیلی منو اذیت میکنه همین مطلبی هست که شما فرمودید متاسفانه این دوستان ما خیلی عملگرا یا بهتر بگم عمل زده شدند و بیشتر دوست دارند مدار طراحی کنند و بسازند مثلا قراره توی حوزه ی x شروع به کار و طراحی مدار کنیم من میگم مثلا توی این حوزه 4 تا کتاب خوب موجوده اولش اینا رو بخونیم بعد بریم توی فاز طراحی و عملی که کمتر به مشکل بربخوریم ولی میگن نه بابا بلدیم دیگه چیز خاصی نداره! بعد میرن میسازن جواب نمیگیرن بعد میام کتاب رو بهشون نشون میدم میگم ببین توی این مداری که ساختید این نکته رو که توی این کتاب نوشته رعایت نکردید!


fa khorsand :    
۲۶ دي ۱۳۹۳
۲۶ دي ۱۳۹۳
متاسفانه خیلی از تحصیلکرده ها یا بهتره بگم فقط دانشگاه رفته ها، زیاد اندیشیدن و فکر کردن روی مطالب تئوری رو کار بیهوده ای می دونن و بیشتر به فکر یافتن جوابهای آماده هستن یک نمونه خوندن کنکوری هست که فقط نکات و فرمولها رو حفظ می کنن و کاری به یادگیری عمیق ندارن. به همین خاطر هست که نمی تونن عملگرهای موفقی هم بشن. رشته من برق نیست اما می بینم که خیلی از فارغ التحصیلان این رشته حتی مطالب اولیه رو هم یادشون نیست! چون اصلا استفاده ای ازشون نداشتن. از مطلب بسیار خوب شما هم سپاسگذارم.


امید پورصالح :    
۱۳ دي ۱۳۹۴
۱۳ دي ۱۳۹۴
چنان بر سر شوق آمد که مرا به نوشتن واداشت گفته هایتان دیدم را عوض کرد .زین پس در کامل کردن تئوری و دانسته هایم کوشا تر خواهم بود از شما سپاس فراوان دارم که با در اختیار گذاشتن این اطلاعات من را راهنمایی کردید از خداوند مننان طلب طول عمر فراوان با بهروزی را برای شما خواستارم .


علی :    
۰۹ تير ۱۳۹۵
۰۹ تير ۱۳۹۵
سلام. من یکی از افرادی هستم که با مباحث صرفا تئوریک مخالفم و خواندن این متن را به عنوان خواندن نظر مخالف تلقی کردم اما در نهایت دیدم که اتفاقا بیشتر بحث هایی که مطرح کردید دقیقا تأکید بر اهمیت تجربه ی عملی هستند. نکات زیر پس از مطالعه ی متن شما به ذهنم رسید: 1. برداشت غلط شما از مخالفت با بحث های تئوریک این است که اصلا از هیچ محتوای آموزشی نباید استفاده کنیم و همه چیز باید تجربه ی عملی باشد. در حالی که چنین نیست. ما با "محتوای آموزشی عملی" هیچ مشکلی نداریم بلکه بر استفاده از آن تأکید هم می کنیم. در آموزه های دینی ما هم به علمی که به عمل تبدیل شود بسیار توصیه شده است. 2. شما در سال 64 یک اشتباه عملی انجام دادید که بعد از حدود 28 سال هنوز آن را به یاد دارید. اما اگر مطلب تئوریک را مو به مو خوانده بودید و این اشتباه رخ نمی داد احتمالا عمر این مطلب در ذهن شما به یک سال هم نمی کشید. مشابه این موضوع بارها در زندگی من اتفاق افتاده و این اشتباهات را نه تنها "اتلاف وقت" نمی دانم بلکه به عنوان "تجربه ی ارزشمند" به آن ها نگاه می کنم. 3. تجربیات پیشینیان گاهی در شرایطی متفاوت از
۱۳ تير ۱۳۹۵
مسئول فنی :

متن را یک بار دیگر با دقت بخوانید. 1- من با بحث های تئوری مخالف نیستم، بر عکس می گویم ابتدا باید تئوری یک مسئله را با دقت خواند و سپس به سراغ پیاده سازی آن رفت، تا با سرعت بیشتر و هزینه کمتر به هدف رسید. 2- بهتر است قبل از تجربه کردن هر موضوع، به بررسی و مطالعه دقیق آن بپردازیم و از تجربیات دیگران عبرت بگیریم، تا هزینه تجربه ما زیاد نشود. همین هزینه ها است که باعث می شود،تجربه ها برایمان با ارزش تصور شود.3- در ضمن شما تصور کرده اید که من می گویم فقط باید کار تئوری کرد، دقیقا بر عکس من عجیب مدافع کار عملی هستم، اما کار عملی که بر پایه مطالعه و تئوری باشد، تا سریع تر و دقیق تر به نتیجه برسیم. من در طول عمرم دهها پروژه اجرا کرده و به محصول تبدیل و به بازار ارائه کرده و می کنم. این محصولات اگر در سطح محصولات تراز اول دنیا نباشند، کمتر نیستند. 4- به نظر من اساسا علوم تئوری محض وجود ندارد و همه علوم کاربردی است. علم توحید کاربردی ترین علم دنیاست. سری فوریه، فضاهای برداری در جبر خطی ، ...موسیقی بتهون کاربردی است. متاسفانه خیلی از ما در دانشگاه با جنبه های کاربردی علوم آشنا نیستیم.



علی :    
۱۴ تير ۱۳۹۵
۱۴ تير ۱۳۹۵
"متاسفانه خیلی از ما در دانشگاه با جنبه های کاربردی علوم آشنا نیستیم." قطعا همین طور هست. من فکر می کنم نظر من شما یکسان هست منتها در تعریف دچار مشکل شدیم. مسأله اینه که چیزی که شما *در واقع* در کل این مقاله ازش دفاع کردید Practical Knowledge هست نه Theoretical Knowledge. برای واژه ی theoretical در گوگل این متن نوشته شده: concerned with or involving the theory of a subject or area of study rather than its practical application. بنابراین مطلبی که شما درباره ی شنا نوشتید "دانش عملی" محسوب میشه. یعنی دستورالعمل‌ها و راهنماهای عملی و کاربردی "دانش عملی" و مباحث کم کاربرد دانشگاهی "دانش تئوری" محسوب میشن. پس من و شما هر دو داریم "دانش عملی" رو تبلیغ می کنیم.
۲۱ مرداد ۱۳۹۵
مسئول فنی :

با تشکر از دقت و پیگیری شما ، از نظر من دانش به دو بخش تئوری و عملی تقسیم نمی شود، بلکه هر آنچه ما یاد می گیریم دانش تئوری است، که در عمل قابل استفاده است و کاربردی می باشد. تقسیم دانش به تئوری و عملی از عدم اطلاع ما از کاربرد آن نشات می گیرد، نه اینکه آن دانش صرفا تئوری است. برای مثال آیا "فضاهای برداری در جبر" یک دانش تئوری است، افراد زیادی ممکن است بگویند، بله این یک مبحث کاملا ریاضی است، در حالیکه به نظر من از عملی ترین مباحث است. تقسیم دانش به تئوری و عملی از عدم اطلاع ما از ارتباط بین یک مبحث تئوری و کاربرد آن حاصل شده است. نکته جالب اینست، مباحث تئوری پایه ( از نظر شما کم کاربرد دانشگاهی ) ، گستره کاربرد بیشتری دارند. برای مثال تجزیه و تحلیل سینوسی مدار مثال ساده ای از سری فوریه- سری فوریه یک مثال ساده از فضاهای برداری - و فضاهای برداری مثال ساده ای از توحید خلقت است، اما متاسفانه درک این مسائل ساده نیست.



محمدجواد :    
۲۱ دي ۱۳۹۵
۲۱ دي ۱۳۹۵
خیلی عالی بود باید این مطلب رو چندین مرتبه مطالعه کرد متاسفانه امروزه در دانشگاه ها جمله ی """ این همه انتگرال خوندیم ولی هیچ جای زندگیمون ازش استفاده نکردیم "" به وفور شنیده میشه


علی :    
۱۹ بهمن ۱۳۹۵
۱۹ بهمن ۱۳۹۵
خوب بود. واقعا جای تامل داره. ممنون از شما استاد گرامی که بسیار ذهن منو نسبت به درس خوندن باز کردین.


Hatef :    
۰۱ مرداد ۱۳۹۶
۰۱ مرداد ۱۳۹۶
مفید بود.ممنون


نظر بدهید

ایمیل شما پنهان می ماند.